Search
  • Mitra Assi

بهار

غصه ها را آب سازید میرسد اینک، بهار گرد چشمان را بشویید میرسد ابر خمار با همه دل واپسیء باغبان اینک به باغ یک ترنگی می رسد، از های و هوی، آبشار گر چه آدم با طبیعت جز جفا چیزی نکرد با سبد گل، هر بهاری میرسد بر شاخسار از کنار دامن دشت شقایق، سرخ، سرخ عطر وحشی بر مشام آید، از شهر مزار مست میسازد محیطم را در خواب و خیال شر شر آمو و عطر کوکچه، شام تخار شب که سر بر گونه هایی خواب میمالم هنوز ناله هایی زار می آید ز بالای حصار صد بهاران گل دهد ، صد سال هم گر بگذرد من غریب غربتم، باغم کجاست ای زر نگار؟

....................................................


0 views0 comments

Recent Posts

See All